تا به حال برایتان پیش آمده که وقتی دارید گیتار یاد میگیرید، احساس کنید در یک هزارتوی بیپایان گیر کردهاید؟ یا مثلاً میدانید که باید چیزی یاد بگیرید، اما نمیدانید از کجا شروع کنید و کدام مسیر درست است؟
بسیاری از ما با یادگیری چند چورده (Chord) و چند ریتم ساده شروع میکنیم، اما وقتی میخواهیم وارد دنیای عمیقتر موسیقی شویم، با خلاءهای آموزشی روبرو میشویم. امروز میخواهم کتابی را معرفی کنم که برای من (و بسیاری از نوازندگان) مثل یک نقشه راه عمل کرده است: کتاب «مبانی فراگیری گیتار» با ترجمه ارزشمند «امیر جاودان».
چرا این کتاب متفاوت است؟
بسیاری از کتابهای آموزشی یا خیلی سطحی هستند یا به شدت خشک و آکادمیک! اما این کتاب سعی کرده میان «مهارتهای عملی» و «درک تئوری» یک پل بزند.
آنچه در این کتاب خواهید یافت:
مبتدیهای جدی: کسانی که میخواهند از پایه، اما به روش اصولی و علمی شروع کنند.
خودآموزهای سرگردان: نوازندگانی که تکههای مختلف موسیقی را یاد گرفتهاند اما هنوز «تصویر کامل» را در ذهن ندارند.
علاقهمندان به تئوری: کسانی که میخواهند بدانند پشت هر اتفاقی که روی گیتار میافتد، چه منطقی نهفته است.
نظر شخصی من
اگر میخواهید گیتار زدن برای شما از یک «سرگرمی ساده» به یک «هنر واقعی» تبدیل شود، داشتن یک مرجع معتبر ضروری است. کتاب «مبانی فراگیری گیتار» دقیقاً همان مرجعی است که به شما کمک میکند به جای حفظ کردنِ الگوها، منطقِ موسیقی را یاد بگیرید.
آیا تا به حال از کتابهای ترجمه شده برای یادگیری گیتار استفاده کردهاید؟
به نظر شما بزرگترین چالش در یادگیری خودآموز گیتار چیست؟ (تئوری، تمرین مداوم یا پیدا کردن منابع درست؟)