موسیقی ایرانی فقط یک هنر نیست؛ یک زبان مشترک بین نسلهاست. هر سازی که در دستان یک نوازنده قرار میگیرد، قصهای از تاریخ، فرهنگ و احساسات این سرزمین را روایت میکند.
امروز میخواهیم کوتاه و صمیمانه نگاهی بیندازیم به برخی از ستونهای اصلی موسیقی دستگاهیمان:

تار و سهتار: صدایِ پخته و عمیق تار، صلابت و شکوه موسیقی ماست. اما سهتار… سهتار داستان دیگری دارد؛ همدمِ تنهاییها و زمزمههای عاشقانه. اگر به دنبال بیان احساسات درونی خود هستید، سهتار همیشه شنونده خوبی است.

کمانچه: صدای بغضآلود و در عین حال آسمانی کمانچه، آدم را به جای دیگری میبرد. سازی که روح دارد و هر چقدر بیشتر آن را بنوازید، بیشتر با شما حرف میزند.

سنتور: همان صدای بلورین و آبشاری که قلب را آرام میکند. نواختن سنتور، تمرین نظم و زیبایی است؛ انگار که دارید روی نتهایتان نقاشی میکشید.

نی: شاید سوزناکترین ساز دنیا باشد. صدای نی، صدایِ نیستان است؛ صدای دوری و اشتیاق. سازی که نوازندهاش باید نیمی از وجودش را در آن بدمد.
اگر قرار بود همین امروز یادگیری یک ساز ایرانی را شروع کنید، انتخابتان کدام بود و چرا؟
بین این سازها، کدامیک بیشتر حال و هوای شما را عوض میکند؟
people seen more stupid every day.