درود دوستان
خوب نمی خواهم تحلیل را طوری شروع کنم که انگار همه اجراهای خواننده جدید گروه لینکین پارک را دیده و شنیده ام. واقعیت این است که من تا امروز، بجز چند کلیپ اینستاگرامی و یوتیوبی، اجرای کامل و بلندمدتی از این خواننده ندیده ام.
بنابراین فعلا قصد ندارم درباره کیفیت صدا، توانایی خوانندگی یا نحوه اجرای او قضاوت کنم. این بخش را می گذارم برای زمانی که یک اجرای کامل از گروه ببینم.
اما قبل از اینکه بروم سراغ صدای خواننده، می خواهم کمی درباره استایل و ظاهر گروه صحبت کنم.
مرحله اول: مقایسه ظاهری و کاریزمای گروه
گروه لینکین پارک، مثل هر گروه موسیقی شناخته شده دیگری، فقط مجموعه ای از صداها و سازها نیست. ظاهر اعضا، نحوه حضور روی صحنه، ارتباط بین آنها و انرژی کلی گروه هم بخشی از هویت آن است.
برای مثال، گروه هایی مثل بک استریت بویز و اسپایس گرلز، هر کدام در دوره خودشان هویت بصری، کاریزما و انرژی مشخصی داشتند.
اسپایس گرلز یک گروه زنانه موفق بوده و هست که همیشه مورد علاقه من بوده. بک استریت بویز هم با آن کاریزمای مردانه و استایل جنتلمنی، برای من محبوب بوده و هست.
اما امروز، لینکین پارک برای من دیگر آن مرز و هویت مشخص سابق را ندارد. منظورم این نیست که یک گروه موسیقی حتما باید کاملا مردانه یا زنانه باشد، بلکه صحبت من درباره آن انرژی، استایل و کاریزمای مشخصی است که یک گروه را در ذهن مخاطب ماندگار می کند.
لینکین پارک در دوره حضور چستر بنینگتون، برای من چنین هویت مشخصی داشت؛ اما حالا با حضور امیلی آرمسترانگ، احساس می کنم این هویت تا حدی تغییر کرده است.
لینکین پارک هم در دوره حضور Chester Bennington (چستر بنینگتون)، علاوه بر موسیقی، یک هویت و انرژی خاص داشت. حضور چستر، سبک فریادها، نحوه اجرا و ترکیب آن با رپ و شخصیت Mike Shinoda (مایک شینودا)، بخش مهمی از امضای گروه بود.
اما با ورود Emily Armstrong (امیلی آرمسترانگ)، از نظر ظاهری و نوع ارتباط اعضا روی صحنه، من احساس می کنم این هویت تا حدی تغییر کرده است.
چستر و امضای کاریزماتیک لینکین پارک
چستر فقط یک خواننده نبود که صدایش را با خواننده دیگری جایگزین کنیم.
او با سبک فریاد، انرژی اجرا و نحوه حضورش روی صحنه، یک امضای مشخص به لینکین پارک داده بود. وقتی اسم لینکین پارک می آمد، بخش مهمی از تصویری که در ذهن شکل می گرفت، مربوط به همین انرژی و کاریزمای چستر بود.
حالا با ورود یک خواننده زن، جدا از بحث های فمینیستی، گرایش های اجتماعی یا هر موضوع دیگری، من از نظر ظاهری و انرژی کلی گروه، تغییر محسوسی احساس می کنم.
به نظرم گروه از آن فضای خشن، جدی و پرتنش سابق، تا حدی به سمت یک گروه موسیقی با فضای دوستانه تر و لبخندهای بیشتر رفته است.
حتی ارتباط های روی صحنه بین مایک شینودا و امیلی آرمسترانگ، برای من چنین حسی ایجاد می کند.
من شخصا این تغییر را نمی پسندم.
البته این فقط برداشت من از ظاهر و کلیپ هایی است که دیده ام. شاید در اجرای کامل، همه چیز متفاوت باشد.
فعلا درباره صدا قضاوت نمی کنم
همان طور که گفتم، هنوز یک کنسرت کامل از امیلی آرمسترانگ، خواننده جدید لینکین پارک، ندیده ام.
بنابراین فعلا نمی خواهم بگویم صدایش خوب است یا بد، توانایی اجرای قطعات چستر بنینگتون را دارد یا نه، و یا اینکه از نظر فنی چقدر موفق بوده است.
اما چیزی که فعلا برای من جالب نیست، این است که وقتی کلیپ های گروه را می بینم، آن انگیزه سابق را برای رفتن و دیدن یک اجرای کامل احساس نمی کنم.
چستر بنینگتون با آن سبک فریاد و نحوه اجرا، یک امضای خاص به لینکین پارک داده بود.
حالا با تغییر خواننده، سوال من این است که آیا آن امضا هنوز وجود دارد؟ یا اینکه گروه وارد دوره جدیدی شده که هویت و کاریزمای متفاوتی دارد؟
ادامه نقد؛ بعد از دیدن یک اجرای کامل
این بخش فعلا فقط یک برداشت اولیه از ظاهر و استایل گروه است.
شاید من اشتباه می کنم و حضور امیلی آرمسترانگ هیچ چیزی از کاریزمای لینکین پارک کم نکرده باشد. شاید هم با دیدن یک اجرای بلندمدت، نظرم تغییر کند.
ولی خوب، کار ما در این بخش از انجمن همین تحلیل و قضاوت هاست؛ البته قضاوت بر اساس چیزی که دیده ایم و شنیده ایم، نه ادعای شناخت کامل.
من هم بعد از دیدن یک اجرای کامل از لینکین پارک با خواننده جدید، حتما تحلیل بعدی را می نویسم.
موفق باشید
نقدی بر خواننده جدید گروه لینکین پارک؛ آیا کاریزمای گروه تغییر کرده است؟
- HosseinSabbaghi
- مدیر کل انجمن ♛
- پست: 249
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۸, ۹:۵۲ ق.ظ
- محل اقامت: مشهد
- تشکر کرده است: 12 بار
- از او تشکر شده است: 44 بار
- تماس: