بعد از نزدیک ۱۵ سال، با توجه به پیشرفت بسیار زیاد «عِرز بیت کوین»
بله! من حسین صباغی هستم؛ اما در سال ۲۰۰۹ برای رد گم کنی، نام ساتوشی ناکاموتو را انتخاب کردم!
می دانم باورش سخت است، ولی دیگر چاره ای نیست. سال ها سکوت کردم و حتی نزدیک بود راز را با خودم به گور ببرم، اما با این وضعیت «عِرز» بیت کوین، احساس کردم مردم حق دارند حقیقت را بدانند!
البته ماجرا فقط به بیت کوین ختم نمی شود...
قبل از بیت کوین، در دوران باشکوه یاهو مسنجر، من با همان آیدی مخفی مشغول فعالیت بودم. اگر آن زمان نصف شب آنلاین می شدید و یک نفر را می دیدید که نوشته:
«در حال تایپ کردن...»
احتمالا من بودم!
از طرفی، در همان سال ها با ایلان ماسک هم ارتباط داشتم. البته در آن زمان هنوز همه او را ایلان ماسک امروزی نمی شناختند! من هم با مقدار قابل توجهی پاچه خواری
بله، آن داستان «همکاری در ساخت پی پال» هم کار خودم بود!
البته سهم من را به دلایل امنیتی به نام یک نفر دیگر زدند!
اما مهم تر از همه...
من از طرفداران قدیمی قلعه (Stronghold) و ریچارد شیردل بودم. زمانی که بقیه مشغول ساختن نانوایی و جمع کردن چوب بودند، من در گوشه نقشه داشتم الگوریتم رمزنگاری طراحی می کردم!
ریچارد شیردل هم یک بار به من گفت:
«حسین! اول قلعه را بساز، بعد برو سراغ بیت کوین.»
من هم گفتم:
«نه ریچارد جان، اول بیت کوین را می سازم، بعد با پولش قلعه می خرم!»
و اما امروز...
بالاخره اعلام می کنم که حدود یک میلیون بیت کوین دارم!
راستش اصلا دوست نداشتم این موضوع را علنی کنم، اما دیگر چاره ای نبود...
از فردا هم احتمالا بازار بیت کوین با اعلام این خبر متمرکز می شود، صرافی ها تعطیل می شوند، ایلان ماسک زنگ می زند و ریچارد شیردل از قبر برمی گردد تا سهمش را بگیرد!
فقط یک مشکل کوچک باقی مانده...
اگر کسی ساتوشی واقعی را پیدا کرد، لطفا فعلا چیزی به او نگویید؛
ممکن است کل نقشه را خراب کند!
موفق باشید