وقتی نوستالژی دهه ۸۰ با دنیای وارونه برخورد میکند: چرا «اتفاقات عجیب» (Stranger Things) را باید دید؟
ارسال شده: یکشنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۵, ۹:۴۲ ق.ظ
سلام به همگی! امروز میخوام درباره یکی از اون سریالهایی صحبت کنم که نه تنها دنیای استریمینگ رو تکون داد، بلکه دوباره خیلی از ما رو عاشق حالوهوای کلاسیک دهههای گذشته کرد: اتفاقات عجیب (Stranger Things).
اگر هنوز این سریال رو ندیدید یا در لیست «بعداً ببینم» نگهش داشتید، این پست دقیقاً برای شماست.
چرا «اتفاقات عجیب» اینقدر خاصه؟
۱. ماشین زمان به دهه ۸۰:
این سریال فقط یک داستان علمی-تخیلی نیست؛ یک نامه عاشقانه به فرهنگ دهه ۸۰ میلادی است. از موسیقیهای سینتسایزر (Synth-wave) گرفته تا مدل لباسها، بازیهای آرکید و ارجاعات بیپایان به فیلمهای کلاسیک مثل E.T. و The Goonies. اگه طرفدار حسوحال قدیمی هستید، اینجا خونه شماست!
۲. تلفیق ژانرها:
داستان با یک اتفاق معمایی در یک شهر کوچک شروع میشه (گم شدن یک پسر بچه)، اما سریع تبدیل میشه به ترکیبی از ترس، هیجان علمی-تخیلی، درام نوجوانانه و البته کمی کمدی. این تعادل باعث میشه که برای هر سلیقهای چیزی داشته باشه.
۳. شخصیتهایی که انگار دوستمون هستن:
نقطه قوت اصلی سریال، گروه بچههای داستان (مایک، داستین، لوکاس و ویل) و البته «اِلِون» (Eleven) هستن. تماشای بزرگ شدن اونا و چالشهای دنیای نوجوانیشون در کنار مبارزه با هیولاهای دنیای وارونه (Upside Down)، شما رو واقعاً درگیر میکنه.
دنیای وارونه (The Upside Down) چیه؟
بدون اسپویل کردنِ داستان، فقط بگم که «دنیای وارونه» یکی از ترسناکترین و جذابترین مفاهیمی هست که در سریالهای اخیر دیدیم؛ یک نسخه تاریک و موازی از دنیای خودمون که انگار هیچکس نمیتونه ازش فرار کنه…
شما کدوم فصل سریال رو بیشتر دوست داشتید؟ و به نظر شما، آیا شخصیت «استیو» (Steve) بهترین قوس شخصیتی رو توی سریال داشته یا نه؟
اگر هنوز این سریال رو ندیدید یا در لیست «بعداً ببینم» نگهش داشتید، این پست دقیقاً برای شماست.
چرا «اتفاقات عجیب» اینقدر خاصه؟
۱. ماشین زمان به دهه ۸۰:
این سریال فقط یک داستان علمی-تخیلی نیست؛ یک نامه عاشقانه به فرهنگ دهه ۸۰ میلادی است. از موسیقیهای سینتسایزر (Synth-wave) گرفته تا مدل لباسها، بازیهای آرکید و ارجاعات بیپایان به فیلمهای کلاسیک مثل E.T. و The Goonies. اگه طرفدار حسوحال قدیمی هستید، اینجا خونه شماست!
۲. تلفیق ژانرها:
داستان با یک اتفاق معمایی در یک شهر کوچک شروع میشه (گم شدن یک پسر بچه)، اما سریع تبدیل میشه به ترکیبی از ترس، هیجان علمی-تخیلی، درام نوجوانانه و البته کمی کمدی. این تعادل باعث میشه که برای هر سلیقهای چیزی داشته باشه.
۳. شخصیتهایی که انگار دوستمون هستن:
نقطه قوت اصلی سریال، گروه بچههای داستان (مایک، داستین، لوکاس و ویل) و البته «اِلِون» (Eleven) هستن. تماشای بزرگ شدن اونا و چالشهای دنیای نوجوانیشون در کنار مبارزه با هیولاهای دنیای وارونه (Upside Down)، شما رو واقعاً درگیر میکنه.
دنیای وارونه (The Upside Down) چیه؟
بدون اسپویل کردنِ داستان، فقط بگم که «دنیای وارونه» یکی از ترسناکترین و جذابترین مفاهیمی هست که در سریالهای اخیر دیدیم؛ یک نسخه تاریک و موازی از دنیای خودمون که انگار هیچکس نمیتونه ازش فرار کنه…
شما کدوم فصل سریال رو بیشتر دوست داشتید؟ و به نظر شما، آیا شخصیت «استیو» (Steve) بهترین قوس شخصیتی رو توی سریال داشته یا نه؟